زیارات
زيارت معصومان، راهى به سوى خدا:
زيارت پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) و امامان معصوم(عليهم السلام) كه همان برقرار كردن ارتباط روحى و به وجود آوردن پيوند قلبى با آن بزرگواران است (چه از طريق حضور نزد مرقد آنان باشد، يا ارتباط از راه دور، و فرستادن سلام و درود و تحيّت و اظهار ارادت و اخلاص به آستانشان، همراه با بيان فضايل، كرامات، عبادات، اطاعات و خدمات آنان) آثار فوق العاده سازنده اى در تربيت نفوس زيارت كنندگان، و ارتقاى روح آنان و پرورش والاترين ارزش هاى معنوى و اخلاقى دارد; و چنانچه زيارت كننده، بداند چه مى كند و چه مى گويد و چه مى خواهد; به [ادامه توضیحات]
زيارت پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) و امامان معصوم(عليهم السلام) كه همان برقرار كردن ارتباط روحى و به وجود آوردن پيوند قلبى با آن بزرگواران است (چه از طريق حضور نزد مرقد آنان باشد، يا ارتباط از راه دور، و فرستادن سلام و درود و تحيّت و اظهار ارادت و اخلاص به آستانشان، همراه با بيان فضايل، كرامات، عبادات، اطاعات و خدمات آنان) آثار فوق العاده سازنده اى در تربيت نفوس زيارت كنندگان، و ارتقاى روح آنان و پرورش والاترين ارزش هاى معنوى و اخلاقى دارد; و چنانچه زيارت كننده، بداند چه مى كند و چه مى گويد و چه مى خواهد; به [ادامه توضیحات]
«فَعَظَّمْتُمْ جَلالَهُ، وَاَكْبَرْتُمْ شَأْنَهُ، وَمَجَّدْتُمْ كَرَمَهُ، وَاَدَمْتُمْ ذِكْرَهُ، وَوَكَّدْتُمْ
شما نيز (در برابر) عظيم شمرديد شوكتش را و مقامش را بزرگ دانستيد و كرمش را ستوديد و به ذكر او ادامه داديد و پيمانش را
ميثاقَهُ، وَاَحْكَمْتُمْ عَقْدَ طاعَتِهِ، وَنَصَحْتُمْ لَهُ فِى السِّرِّ وَالْعَلانِيَةِ، وَدَعَوْتُمْ
محكم كرديد وآن عهدى را كه در فرمانبرداريش داشتيد سخت استوار كرديد و در پنهانى و آشكار براى او خيرخواهى كرديد و مردم را
اِلى سَبيلِهِ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ، وَبَذَلْتُمْ اَنْفُسَكُمْ فى مَرْضاتِهِ،
با حكمت و پند نيكو به راهش دعوت كرديد و در راه خشنودى او بذل جان كرديد
وَصَبَرْتُمْ عَلى مااَصابَكُمْ فى جَنْبِهِ،وَاَقَمْتُمُ الصَّلاةَ،وَآتَيْتُمُ الزَّكاةَ،وَاَمَرْتُمْ
و در مقابل پيش آمدهاى ناگوار بخاطر او بردبارى كرديد، و نماز را بپا داشتيد و زكات را پرداختيد و امر به
بِالْمَعْرُوفِ،وَنَهَيْتُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ،وَجاهَدْتُمْ فِى اللهِ حَقَّ جِهادِهِ،حَتّى اَعْلَنْتُمْ
معروف و نهى از منكر كرديد و در راه خدا آن طور كه بايد جهاد و مبارزه كرديد تا بالاخره
دَعْوَتَهُ، وَبَيَّنْتُمْ فَرآئِضَهُ، وَاَقَمْتُمْ حُدُودَهُ، وَنَشَرْتُمْ شَرايِعَ اَحْكامِهِ».(2)
دعوت حق را آشكار و واجبات او را بيان داشتيد و حدود و مقرراتش را برپا داشتيد و دستورات و احكامش را منتشر ساختيد.
ولى خودش اهل صبر و تلاش و جهاد نباشد و به نماز و زكات اهمّيّت لازم را ندهد و نسبت به حدود و قوانين الهى، تسامح به خرج دهد.
4ـ چگونه ممكن است كه خطاب به آنان اعلان كند كه من منتظر ظهور و حاكميّت شما هستم، به فرمان شما گردن مى نهم، در پيشاپيشِ تمام خواسته ها و حوائجم، خواست شما را در نظر مى گيرم (مُنْتَظِرٌ لاَِمْرِكُمْ، مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِكُمْ، آخِذٌ بِقَوْلِكُمْ، عامِلٌ بِاَمْرِكُمْ... وَمُقَدِّمُكُمْ اَمامَ طَلِبَتى وَحَوآئِجى وَاِرادَتى فى كُلِّ اَحْوالى وَاُمُورى)(3) ولى در عمل، به همه اين قولها و پيمانها پشت پا بزند؟!
5ـ و يا چگونه ممكن است خطاب به آنان از آثار صلوات بر آنان و بركات ولايت آنان در تزكيه روح و جان و تطهير نفوس و پوشاندن گناهان، سخن بگويد (وَجَعَلَ صَلَوتِنا عَلَيْكُمْ، وَما خَصَّنا بِهِ مِنْ وِلايَتِكُمْ، طيباً لِخُلْقِنا، وَطَهارَةً لاَِنْفُسِنا، وَتَزْكِيَةً لَنا، وَكَفّارَةً لِذُنُوبِنا)(4) و يا دست به دعا بردارد و بگويد: خداوند مرا پيوسته بر دوستى و محبّت و آيين و اطاعت شما پايدار بدارد و از خوبانِ دوستداران شما و پيروى كنندگان نسبت به آنچه شما به سوى آن دعوت كرده ايد و از آنان كه آثار شما را روايت مى كنند و راه شما را مى پويند قرار دهد (فَثَبَّتَنِىَ اللهُ اَبَداً ما حَييتُ عَلى مُوالاتِكُمْ وَمَحَبَّتِكُمْ وَدينِكُمْ، وَوَفَّقَنى لِطاعَتِكُمْ، وَرَزَقَنى شَفاعَتَكُمْ، وَجَعَلَنى مِنْ خِيارِ مَواليكُمُ التّابِعينَ لِما دَعَوْتُمْ اِلَيْهِ، وَ جَعَلَنى مِمَّنْ يَقْتَصُّ آثارَكُمْ، وَيَسْلُكُ سَبيلَكُمْ)،(5) و يا از ايمان و تبعيّت خويش نسبت به آنچه خدا و رسولش آورده اند حرف بزند و از خدا ثبات قدم را طلب كند (رَبَّنا آمَنّا بِما اَنْزَلْتَ، وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ، فَاكْتُبْنا مَعَ الشّاهِدينَ، رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَيْتَنا، وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً، اِنَّكَ اَنْتَ الْوَهّابُ)(6) و يا وساطت و شفاعت آن بزرگواران را بخواهد و عاجزانه و خاضعانه، آنان را به پروردگارشان قسم دهد كه از خدا آمرزش گناهانش را طلب كنند (يا وَلِىَّ اللهِ، اِنَّ بَيـْنى وَبيْـنَ اللهِ عَـزَّ وَ جَـلَّ ذُنُـوباً، لا يَاْتى عَلَيْها اِلاّ رِضاكُمْ، فَبِحَقِّ مَنِ ائْتَمَنَكُمْ عَلى سِرِّهِ، وَاسْتَرْعاكُمْ اَمْرَ خَلْقِهِ، وَقَرَنَ طـاعَتَكُمْ بِطـاعَتِهِ، لَمَّا اسْتَوْهَبْتُمْ ذُنُوبى، وَكُنْتُمْ شُفَعآئى)(7) ولى در عين حال، هيچ تصميم و اراده اى براى دور شدن از آلودگى ها و گناهان، نداشته باشد و براى خوب شدن و پيمودن راه آنان و نشر آثارشان قدمى برندارد و براى ثابت ماندن در راه آنان و در مسير حق، تلاشى را به خرج ندهد؟!
6ـ چگونه امكان دارد كه به آنان خطاب كند و بگويد: من مطيع شما هستم، اطاعت شما را اطاعت خدا و عصيان شما را عصيان خدا و دوستى و دشمنى با شما را دوستى و دشمنى با خدا مى دانم (فَاِنّى لَكُمْ مُطيعٌ، مَنْ اَطـاعَكُمْ فَقَدْ اَطاعَ اللهَ، وَمَنْ عَصاكُمْ فَقَدْ عَصَى اللهَ، وَمَنْ اَحَبَّكُمْ فَقَدْ اَحَبَّ اللهَ، وَمَنْ اَبْغَضَكُمْ فَقَدْ اَبْغَضَ اللهَ)(8) ولى در مقام عمل هيچ قدمى كه صداقت او را در اين اظهارات اثبات كند برندارد؟!... و همچنين ساير جملات پرمحتواى اين زيارت و ساير زيارات.
به گفته شاعر:
من از مفصّل اين نكته مجملى گفتم *** تو خود حديث مفصّل بخوان از اين مجمل
زيارت شرك نيست، عين توحيد است:
راستى چه غافلند آنانى كه به گمان واهىِ «پرهيز از شرك» مردم را از زيارت اين بزرگان، با آن همه بركات معنوى و مادّى ـ كه به قسمتى از آن در بالا اشاره شد ـ باز مى دارند! و خود را مسلمان مى دانند در حالى كه از حقيقت اسلام دورند; چرا كه زيارت آن بزرگواران به شكلى كه در بالا گفته شد و به عنوان «اولياءالله» و درخواست از آنان به عنوان «شفيعان درگاه الهى» و «عباد صالحين پروردگار» عين توحيد و يكتاپرستى است، و سبب پرورش روح تقوا و ايمان است. گويا نمى دانند كه در زيارت آنها، گاه صدها بار نام خداى يگانه برده مى شود و مثل زيارت جامعه، با يكصد بار تكبير و توحيد پروردگار آغاز مى گردد و با «نماز زيارت» كه نيايش خالصانه اى به درگاه خداست پايان مى يابد، و گويا بى خبرند كه زياراتى چون زيارت «امين الله» (كه از معتبرترين زيارتهاست) آميخته با بلندترين و پر محتواترين مناجاتها و راز و نياز الهى است; آن جا كه پس از سلام و درود به امام زيارت شونده، آن هم به عنوان «امين الله در روى زمين» خالصانه با خدايت نجوا مى كنى و عرضه مى دارى: «اَللّـهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسى مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ، راضِيَةً بِقَضآئِكَ، مُولِعَةً بِذِكْرِكَ وَدُعآئِكَ، مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ اَوْلِيآئِكَ» و سپس زمزمه مى كنى: «اَللّـهُمَّ اِنَّ قُلُوبَ الْمُخْبِتينَ اِلَيْكَ والِهَةٌ، وَسُبُلَ الرّاغِبينَ اِلَيْكَ شارِعَةٌ، وَاَعْلامَ الْقاصِدينَ اِلَيْكَ واضِحَةٌ»(9) و در پايان آمرزش دوستان و كوتاه شدن شرّ دشمنان و پيروزى كلمه حقّ و نابودى كلمه باطل را طلب مى كنى (اَنْتَ اِلهى وَسَيِّدى وَمَوْلاىَ، اِغْفِرْ لاَِوْلِيآئِنا، وَكُفَّ عَنّا اَعْدآئَنا، وَاشْغَلْهُمْ عَنْ اَذانا، وَاَظْهِرْ كَلِمَةَ الْحَقِّ، وَاجْعَلْهَا الْعُلْيا، وَاَدْحِضْ كَلِمَةَ الْباطِلِ، وَاجْعَلْهَا السُّفْلى، اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْء قَديرٌ).(10)
راستى ناديده گرفتن چنين زيارتها و شرك پنداشتن چنين عرض ارادتها دليلى ندارد، جز سياه بودن دل و غوطهور بودن در گمراهى و عدم آگاهى از كرامات و معجزات آن بزرگواران و آثار و بركات فراوان مادّى و معنوى كه از جانب آن ارواح مقدّسه نصيب زوّارشان مى شود و در نهايت - چنانكه گذشت - بى خبرى از محتواى بلند زيارتنامه هايى كه آميخته با توبه و انابه، و دعا و نيايش و عبوديّت و خضوع در مقابل پروردگار يگانه و بازگشت به سوى اوست; اين حقيقتى است كه كمترين آشنايى با آداب زيارت، آن را آشكار مى سازد، و آثار فوق العاده تربيتى آن را روشن مى كند.
زيارت در روايات اسلامى:
بر همين اساس است كه در روايات اهل بيت(عليهم السلام) با مضامين و تعابير مختلف به زيارت و تعمير قبور آن بزرگواران اهمّيّت زيادى داده شده است كه بخشى از آن عام و مربوط به همه ائمّه است و بعضى از آن خاص است و ما در اين جا به ذكر هفت تعبير عام بسنده مى كنيم:(11)
1ـ از روايات متعدّدى به دست مى آيد كه اگر انسان بخواهد كاملا به عهد و پيمانش نسبت به هر كدام از ائمّه وفا كند، بايد به زيارت قبورشان رود و بداند كه هر كس با ميل و رغبت به زيارتشان رود و مكتب آنان را تصديق نمايد مشمول شفاعتشان در روز قيامت قرار مى گيرد (إِنَّ لِكُلِّ إمام عَهْداً في عُنُقِ أَوْلِيائِهِ وَ شيعَتِهِ، وَ إنَّ مِنْ تَمامِ الوَفَاءِ بِالْعَهْدِ، وَ حُسْنِ الأداءِ، زِيارةَ قُبُورِهِمْ، فَمَنْ زارَهُمْ رَغْبَةً في زِيارَتِهِمْ، وَ تَصْديقاً بِما رَغِبُوا فيهِ، كانَ أَئِمَّتُهم شُفَعائَهم يَوْمَ القِيامَةِ).(12)
2ـ زيد شحّام از امام صادق(عليه السلام) نقل مى كند كه زائر ما اهل بيت، مثل كسى است كه رسول الله(صلى الله عليه وآله) را زيارت كرده باشد و زائر رسول الله(صلى الله عليه وآله) زائر خدا در عرش اوست (قُلْتُ لاَِبي عَبْدِاللهِ(عليه السلام): ما لِمَنْ زارَ رَسُولَ اللهِ9؟ قالَ: كَمَنْ زارَ اللَّه عَزَّ وَ جَلَّ فوق عَرْشِهِ) (قالَ قُلْتُ: فَما لِمَنْ زارَ اَحَداً مِنْكُمْ؟ قالَ: كَمَنْ زارَ رَسُولَ اللهِ(صلى الله عليه وآله)).(13)
3ـ در روايت جابر كه در آن، رسول گرامى(صلى الله عليه وآله) از شهادت اهل بيتش خبر مى دهد، وقتى فرزندش حسين(عليه السلام) از زائرين قبور آنها مى پرسد، رسول مكرّم(صلى الله عليه وآله) در جواب مى فرمايد: «آنان طوايفى از امّت من هستند كه شما را زيارت مى كنند و از آن، بركت مى جويند، و شايسته است بر من كه در روز قيامت به سراغشان بروم تا از مشكلات آن روز و از گناهانشان رهايشان سازم و خداوند آنان را در بهشت جاى دهد» (يا بُنَيَّ، اُولئِكَ طَوائِفُ مِنْ أُمَّتى، يَزُورُونَكُمْ، فَيَلْتَمِسُونَ بِذلِكَ الْبَرَكَةَ، وَحَقيقٌ عَلَيَّ أَنْ آتيهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ، حَتّى أُخَلِّصَهُمْ مِنْ أَهْوالِ السّاعَةِ مِنْ ذُنُوبِهِمْ، وَيُسْكِنَهُمُ اللّهُ الْجَنَّةَ).(14)
4ـ عيسى بن راشد از امام صادق(عليه السلام) نقل مى كند كه هر كس قبر هر كدام از ائمّه(عليهم السلام) را زيارت كند و نزد آن، دو ركعت نماز بخواند ثواب حجّ و عمره برايش نوشته مى شود.(15)
5ـ در روايت ديگرى امام صادق(عليه السلام) از اجدادش از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل مى كند كه خطاب به اميرمؤمنان على(عليه السلام) فرمود: «خداوند قبر تو و قبور فرزندان تو را بقعه ها و عرصه هايى از بقاع و عرصات بهشت قرار داده است، و قلبهاى برگزيدگان از خلق و نخبگان از بندگانش را شيفته شما قرار داده، به گونه اى كه با تحمّل انواع آزارها و مشكلات، قبور شما را تعمير مى كنند و فراوان به زيارت آن قبور مى روند; همه اينها به نيّت تقرّب به خدا و به جهت علاقه شديدى است كه به رسول الله(صلى الله عليه وآله) دارند. اينان مخصوص شفاعت من و وارد بر حوض كوثر من، و فرداى قيامت، زوّار من در بهشت خواهند بود.يا علىّ! كسى كه قبورتان را مرمّت كند و از آن سركشى نمايد، گويا سليمان بن داود را در بناى بيت المقدّس يارى كرده است و كسى كه قبورتان را زيارت كند ثواب حجّ به او داده مى شود و به گونه اى از گناهانش خارج مى شود كه گويا تازه از مادر متولّد شده! پس بر تو و دوستان و محبّان تو بشارت باد به نعمت هايى كه هيچ چشمى آن را نديده و هيچ گوشى آن را نشنيده، و بر قلب هيچ بشرى خطور نكرده است...».(16)
6ـ در روايتى ديگر، وقتى عبدالرّحمن بن مسلم از امام كاظم(عليه السلام) درباره با فضيلت ترين زيارت (و اين كه آيا زيارت اميرمؤمنان افضل است يا...) سؤال مى كند حضرتش مى فرمايد: «زيارت و دوستى اوّلين ما، زيارت و دوستى آخرين ماست، و زيارت و ولايت آخرين ما زيارت و ولايت اوّلين ماست (و فرقى بين ما وجود ندارد) و هر كس حاجتى از يكى از اوليا و دوستان ما را برآورده كند، گويا حاجت همه ما را برآورده ساخته است...».(17)
7ـ همين راوى در روايت ديگرى از امام صادق(عليه السلام) نقل مى كند كه: «هر كس بعد از رحلت ما به زيارت ما آيد گويا در زمان حياتمان ما را زيارت كرده است و هر كس با دشمنان ما بجنگد گويا در ركاب ما جنگ كرده است، و هر كس علاقه مندان ما را دوست داشته باشد در حقيقت به ما محبّت ورزيده، و هر كس مؤمنى را خوشحال كند در حقيقت ما را خوشحال كرده، و هر كس فقيرى از (پيروان) ما را كمك كند جبران كمك او بر جدّ ما محمد(صلى الله عليه وآله) است».(18)
تذكّر: شايان ذكر است كه رفتن به استقبال زائرين اهل بيت(عليهم السلام) و ديدار از آنان و سلام و تهنيت بر ايشان، از اهمّيّت زيادى برخوردار است و مطابق روايت معلّى بن خنيس، همانند ثواب زوّار، براى انسان استقبال كننده و يا ديداركننده نيز نوشته مى شود.(19)
پيش از ورود در بحث زيارات معصومين(عليهم السلام) ذكر سه نكته لازم به نظر مى رسد:
1ـ مقدّمات و آداب سفر
2ـ آداب زيارت
3ـ اذن دخول
5ـ و يا چگونه ممكن است خطاب به آنان از آثار صلوات بر آنان و بركات ولايت آنان در تزكيه روح و جان و تطهير نفوس و پوشاندن گناهان، سخن بگويد (وَجَعَلَ صَلَوتِنا عَلَيْكُمْ، وَما خَصَّنا بِهِ مِنْ وِلايَتِكُمْ، طيباً لِخُلْقِنا، وَطَهارَةً لاَِنْفُسِنا، وَتَزْكِيَةً لَنا، وَكَفّارَةً لِذُنُوبِنا)(4) و يا دست به دعا بردارد و بگويد: خداوند مرا پيوسته بر دوستى و محبّت و آيين و اطاعت شما پايدار بدارد و از خوبانِ دوستداران شما و پيروى كنندگان نسبت به آنچه شما به سوى آن دعوت كرده ايد و از آنان كه آثار شما را روايت مى كنند و راه شما را مى پويند قرار دهد (فَثَبَّتَنِىَ اللهُ اَبَداً ما حَييتُ عَلى مُوالاتِكُمْ وَمَحَبَّتِكُمْ وَدينِكُمْ، وَوَفَّقَنى لِطاعَتِكُمْ، وَرَزَقَنى شَفاعَتَكُمْ، وَجَعَلَنى مِنْ خِيارِ مَواليكُمُ التّابِعينَ لِما دَعَوْتُمْ اِلَيْهِ، وَ جَعَلَنى مِمَّنْ يَقْتَصُّ آثارَكُمْ، وَيَسْلُكُ سَبيلَكُمْ)،(5) و يا از ايمان و تبعيّت خويش نسبت به آنچه خدا و رسولش آورده اند حرف بزند و از خدا ثبات قدم را طلب كند (رَبَّنا آمَنّا بِما اَنْزَلْتَ، وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ، فَاكْتُبْنا مَعَ الشّاهِدينَ، رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَيْتَنا، وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً، اِنَّكَ اَنْتَ الْوَهّابُ)(6) و يا وساطت و شفاعت آن بزرگواران را بخواهد و عاجزانه و خاضعانه، آنان را به پروردگارشان قسم دهد كه از خدا آمرزش گناهانش را طلب كنند (يا وَلِىَّ اللهِ، اِنَّ بَيـْنى وَبيْـنَ اللهِ عَـزَّ وَ جَـلَّ ذُنُـوباً، لا يَاْتى عَلَيْها اِلاّ رِضاكُمْ، فَبِحَقِّ مَنِ ائْتَمَنَكُمْ عَلى سِرِّهِ، وَاسْتَرْعاكُمْ اَمْرَ خَلْقِهِ، وَقَرَنَ طـاعَتَكُمْ بِطـاعَتِهِ، لَمَّا اسْتَوْهَبْتُمْ ذُنُوبى، وَكُنْتُمْ شُفَعآئى)(7) ولى در عين حال، هيچ تصميم و اراده اى براى دور شدن از آلودگى ها و گناهان، نداشته باشد و براى خوب شدن و پيمودن راه آنان و نشر آثارشان قدمى برندارد و براى ثابت ماندن در راه آنان و در مسير حق، تلاشى را به خرج ندهد؟!
6ـ چگونه امكان دارد كه به آنان خطاب كند و بگويد: من مطيع شما هستم، اطاعت شما را اطاعت خدا و عصيان شما را عصيان خدا و دوستى و دشمنى با شما را دوستى و دشمنى با خدا مى دانم (فَاِنّى لَكُمْ مُطيعٌ، مَنْ اَطـاعَكُمْ فَقَدْ اَطاعَ اللهَ، وَمَنْ عَصاكُمْ فَقَدْ عَصَى اللهَ، وَمَنْ اَحَبَّكُمْ فَقَدْ اَحَبَّ اللهَ، وَمَنْ اَبْغَضَكُمْ فَقَدْ اَبْغَضَ اللهَ)(8) ولى در مقام عمل هيچ قدمى كه صداقت او را در اين اظهارات اثبات كند برندارد؟!... و همچنين ساير جملات پرمحتواى اين زيارت و ساير زيارات.
به گفته شاعر:
من از مفصّل اين نكته مجملى گفتم *** تو خود حديث مفصّل بخوان از اين مجمل
زيارت شرك نيست، عين توحيد است:
راستى چه غافلند آنانى كه به گمان واهىِ «پرهيز از شرك» مردم را از زيارت اين بزرگان، با آن همه بركات معنوى و مادّى ـ كه به قسمتى از آن در بالا اشاره شد ـ باز مى دارند! و خود را مسلمان مى دانند در حالى كه از حقيقت اسلام دورند; چرا كه زيارت آن بزرگواران به شكلى كه در بالا گفته شد و به عنوان «اولياءالله» و درخواست از آنان به عنوان «شفيعان درگاه الهى» و «عباد صالحين پروردگار» عين توحيد و يكتاپرستى است، و سبب پرورش روح تقوا و ايمان است. گويا نمى دانند كه در زيارت آنها، گاه صدها بار نام خداى يگانه برده مى شود و مثل زيارت جامعه، با يكصد بار تكبير و توحيد پروردگار آغاز مى گردد و با «نماز زيارت» كه نيايش خالصانه اى به درگاه خداست پايان مى يابد، و گويا بى خبرند كه زياراتى چون زيارت «امين الله» (كه از معتبرترين زيارتهاست) آميخته با بلندترين و پر محتواترين مناجاتها و راز و نياز الهى است; آن جا كه پس از سلام و درود به امام زيارت شونده، آن هم به عنوان «امين الله در روى زمين» خالصانه با خدايت نجوا مى كنى و عرضه مى دارى: «اَللّـهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسى مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ، راضِيَةً بِقَضآئِكَ، مُولِعَةً بِذِكْرِكَ وَدُعآئِكَ، مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ اَوْلِيآئِكَ» و سپس زمزمه مى كنى: «اَللّـهُمَّ اِنَّ قُلُوبَ الْمُخْبِتينَ اِلَيْكَ والِهَةٌ، وَسُبُلَ الرّاغِبينَ اِلَيْكَ شارِعَةٌ، وَاَعْلامَ الْقاصِدينَ اِلَيْكَ واضِحَةٌ»(9) و در پايان آمرزش دوستان و كوتاه شدن شرّ دشمنان و پيروزى كلمه حقّ و نابودى كلمه باطل را طلب مى كنى (اَنْتَ اِلهى وَسَيِّدى وَمَوْلاىَ، اِغْفِرْ لاَِوْلِيآئِنا، وَكُفَّ عَنّا اَعْدآئَنا، وَاشْغَلْهُمْ عَنْ اَذانا، وَاَظْهِرْ كَلِمَةَ الْحَقِّ، وَاجْعَلْهَا الْعُلْيا، وَاَدْحِضْ كَلِمَةَ الْباطِلِ، وَاجْعَلْهَا السُّفْلى، اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْء قَديرٌ).(10)
راستى ناديده گرفتن چنين زيارتها و شرك پنداشتن چنين عرض ارادتها دليلى ندارد، جز سياه بودن دل و غوطهور بودن در گمراهى و عدم آگاهى از كرامات و معجزات آن بزرگواران و آثار و بركات فراوان مادّى و معنوى كه از جانب آن ارواح مقدّسه نصيب زوّارشان مى شود و در نهايت - چنانكه گذشت - بى خبرى از محتواى بلند زيارتنامه هايى كه آميخته با توبه و انابه، و دعا و نيايش و عبوديّت و خضوع در مقابل پروردگار يگانه و بازگشت به سوى اوست; اين حقيقتى است كه كمترين آشنايى با آداب زيارت، آن را آشكار مى سازد، و آثار فوق العاده تربيتى آن را روشن مى كند.
زيارت در روايات اسلامى:
بر همين اساس است كه در روايات اهل بيت(عليهم السلام) با مضامين و تعابير مختلف به زيارت و تعمير قبور آن بزرگواران اهمّيّت زيادى داده شده است كه بخشى از آن عام و مربوط به همه ائمّه است و بعضى از آن خاص است و ما در اين جا به ذكر هفت تعبير عام بسنده مى كنيم:(11)
1ـ از روايات متعدّدى به دست مى آيد كه اگر انسان بخواهد كاملا به عهد و پيمانش نسبت به هر كدام از ائمّه وفا كند، بايد به زيارت قبورشان رود و بداند كه هر كس با ميل و رغبت به زيارتشان رود و مكتب آنان را تصديق نمايد مشمول شفاعتشان در روز قيامت قرار مى گيرد (إِنَّ لِكُلِّ إمام عَهْداً في عُنُقِ أَوْلِيائِهِ وَ شيعَتِهِ، وَ إنَّ مِنْ تَمامِ الوَفَاءِ بِالْعَهْدِ، وَ حُسْنِ الأداءِ، زِيارةَ قُبُورِهِمْ، فَمَنْ زارَهُمْ رَغْبَةً في زِيارَتِهِمْ، وَ تَصْديقاً بِما رَغِبُوا فيهِ، كانَ أَئِمَّتُهم شُفَعائَهم يَوْمَ القِيامَةِ).(12)
2ـ زيد شحّام از امام صادق(عليه السلام) نقل مى كند كه زائر ما اهل بيت، مثل كسى است كه رسول الله(صلى الله عليه وآله) را زيارت كرده باشد و زائر رسول الله(صلى الله عليه وآله) زائر خدا در عرش اوست (قُلْتُ لاَِبي عَبْدِاللهِ(عليه السلام): ما لِمَنْ زارَ رَسُولَ اللهِ9؟ قالَ: كَمَنْ زارَ اللَّه عَزَّ وَ جَلَّ فوق عَرْشِهِ) (قالَ قُلْتُ: فَما لِمَنْ زارَ اَحَداً مِنْكُمْ؟ قالَ: كَمَنْ زارَ رَسُولَ اللهِ(صلى الله عليه وآله)).(13)
3ـ در روايت جابر كه در آن، رسول گرامى(صلى الله عليه وآله) از شهادت اهل بيتش خبر مى دهد، وقتى فرزندش حسين(عليه السلام) از زائرين قبور آنها مى پرسد، رسول مكرّم(صلى الله عليه وآله) در جواب مى فرمايد: «آنان طوايفى از امّت من هستند كه شما را زيارت مى كنند و از آن، بركت مى جويند، و شايسته است بر من كه در روز قيامت به سراغشان بروم تا از مشكلات آن روز و از گناهانشان رهايشان سازم و خداوند آنان را در بهشت جاى دهد» (يا بُنَيَّ، اُولئِكَ طَوائِفُ مِنْ أُمَّتى، يَزُورُونَكُمْ، فَيَلْتَمِسُونَ بِذلِكَ الْبَرَكَةَ، وَحَقيقٌ عَلَيَّ أَنْ آتيهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ، حَتّى أُخَلِّصَهُمْ مِنْ أَهْوالِ السّاعَةِ مِنْ ذُنُوبِهِمْ، وَيُسْكِنَهُمُ اللّهُ الْجَنَّةَ).(14)
4ـ عيسى بن راشد از امام صادق(عليه السلام) نقل مى كند كه هر كس قبر هر كدام از ائمّه(عليهم السلام) را زيارت كند و نزد آن، دو ركعت نماز بخواند ثواب حجّ و عمره برايش نوشته مى شود.(15)
5ـ در روايت ديگرى امام صادق(عليه السلام) از اجدادش از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل مى كند كه خطاب به اميرمؤمنان على(عليه السلام) فرمود: «خداوند قبر تو و قبور فرزندان تو را بقعه ها و عرصه هايى از بقاع و عرصات بهشت قرار داده است، و قلبهاى برگزيدگان از خلق و نخبگان از بندگانش را شيفته شما قرار داده، به گونه اى كه با تحمّل انواع آزارها و مشكلات، قبور شما را تعمير مى كنند و فراوان به زيارت آن قبور مى روند; همه اينها به نيّت تقرّب به خدا و به جهت علاقه شديدى است كه به رسول الله(صلى الله عليه وآله) دارند. اينان مخصوص شفاعت من و وارد بر حوض كوثر من، و فرداى قيامت، زوّار من در بهشت خواهند بود.يا علىّ! كسى كه قبورتان را مرمّت كند و از آن سركشى نمايد، گويا سليمان بن داود را در بناى بيت المقدّس يارى كرده است و كسى كه قبورتان را زيارت كند ثواب حجّ به او داده مى شود و به گونه اى از گناهانش خارج مى شود كه گويا تازه از مادر متولّد شده! پس بر تو و دوستان و محبّان تو بشارت باد به نعمت هايى كه هيچ چشمى آن را نديده و هيچ گوشى آن را نشنيده، و بر قلب هيچ بشرى خطور نكرده است...».(16)
6ـ در روايتى ديگر، وقتى عبدالرّحمن بن مسلم از امام كاظم(عليه السلام) درباره با فضيلت ترين زيارت (و اين كه آيا زيارت اميرمؤمنان افضل است يا...) سؤال مى كند حضرتش مى فرمايد: «زيارت و دوستى اوّلين ما، زيارت و دوستى آخرين ماست، و زيارت و ولايت آخرين ما زيارت و ولايت اوّلين ماست (و فرقى بين ما وجود ندارد) و هر كس حاجتى از يكى از اوليا و دوستان ما را برآورده كند، گويا حاجت همه ما را برآورده ساخته است...».(17)
7ـ همين راوى در روايت ديگرى از امام صادق(عليه السلام) نقل مى كند كه: «هر كس بعد از رحلت ما به زيارت ما آيد گويا در زمان حياتمان ما را زيارت كرده است و هر كس با دشمنان ما بجنگد گويا در ركاب ما جنگ كرده است، و هر كس علاقه مندان ما را دوست داشته باشد در حقيقت به ما محبّت ورزيده، و هر كس مؤمنى را خوشحال كند در حقيقت ما را خوشحال كرده، و هر كس فقيرى از (پيروان) ما را كمك كند جبران كمك او بر جدّ ما محمد(صلى الله عليه وآله) است».(18)
تذكّر: شايان ذكر است كه رفتن به استقبال زائرين اهل بيت(عليهم السلام) و ديدار از آنان و سلام و تهنيت بر ايشان، از اهمّيّت زيادى برخوردار است و مطابق روايت معلّى بن خنيس، همانند ثواب زوّار، براى انسان استقبال كننده و يا ديداركننده نيز نوشته مى شود.(19)
پيش از ورود در بحث زيارات معصومين(عليهم السلام) ذكر سه نكته لازم به نظر مى رسد:
1ـ مقدّمات و آداب سفر
2ـ آداب زيارت
3ـ اذن دخول