مباحث خیارات - جلسه 013- 96/07/19
صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

مباحث خیارات - جلسه 013- 96/07/19

رسول خدا (ص) در حدیثی می فرماید: سيأتي على النّاس زمان‌ يخيّر فيه‌ الرّجل‌ بين العجز و الفجور، فمن أدرك ذلك الزّمان فليختر العجز على الفجور.

بحث اخلاقی:
رسول خدا (ص) در حدیثی می فرماید: سيأتي على النّاس زمان‌ يخيّر فيه‌ الرّجل‌ بين العجز و الفجور، فمن أدرك ذلك الزّمان فليختر العجز على الفجور.[1]
یعنی زمانی می آید که یا انسان باید اعتراف کند که ناتوان است یا اینکه آلوده به انواع گناهان شود. کسی که آن زمان را درک کند بهتر است اعتراف به عجز کند تا آلوده به فجور نشود.
یکی از دام های شیطان تغییر دادن مفاهیم است و اینکه کارهای خلاف را در لفافه ی یک مفهوم جالب پیچیده به انسان تحویل می دهد. مثلا کسی تنبل است و شیطان او را وسوسه می کند که تو تنبل نیستی بلکه زاهد و بی اعتنا به دنیا هستی.
یا اینکه انسانی ترسو است و حاضر است بسیاری از کارها را به سبب ترس انجام دهد و در نتیجه شانه از زیر بار آن کارها خالی کند. عنوانی که برای او می گذارند محتاط و احتیاط کار است.
یا مثلا کسی بخیل است ولی به او می گویند که تو آینده نگر هستی و پول ها و اموال را برای آینده برای خود و اهل و عیالش ذخیره کرده ای.
همچنین افرادی هستند که به مقاماتی می رسند و دوستان به او می گویند که حال که چنین شد دست و پا کند و بار خود را ببند و ساده لوح نباشد. انسان وسوسه می شود که کارهای ناشایست کند و با راند خواری و کارهای دیگر به اموالی دست یابد.
انسان در این زمان یا باید خود را به بی عرضه بودن متهم کند یا اینکه آلوده به انواع کارهای خلاف شود.
از جمله مفاهیمی که در عصر ما جابجا شده است یک مشت بی بند و باری ها است که آن را به نام روشن فکری و تمدن غربی به خورد جامعه می دهند. اینکه کسی سگ زینتی در خانه باشد و آلودگی های ناشی از آن را نادیده بگیرد و همچنین است انواع لباس های نامتعارف را پوشیدن و امثال آن. اینها از تسویلات و دام های شیطان است و انسان باید از آنها برحذر باشد.

موضوع: خیار مجلس
امام قدس سره در مورد اولین خیار که خیار مجلس است می فرماید:
القول في الخيارات‌ و هي أقسام: الأوّل: خيار المجلس‌
إذا وقع البيع فللمتبايعين (بایع و فروشنده) الخيار ما لم يفترقا (مادامی که مجلس معامله را ترک نکنند)، فإذا افترقا و لو بخطوة و تحقّق بها الافتراق عرفاً، (با یک گام اگر عرفا بگویند که از مجلس خارج شدند) سقط الخيار من الطرفين و لزم البيع، و لو فارقا من مجلس البيع مصطحبين بقي الخيار (اگر با هم در حال حرکت باشند و بحث معامله را ادامه می دهند در واقع از مجلس بیع خارج نشده اند. هرچند از مکان اول دور شده باشند).[2]
خیار مجلس از خیارات مهم است و صاحب جواهر حدود بیست صفحه در مورد این خیار صحبت می کند و شیخ انصاری در مکاسب حدود شصت یا هفتاد صفحه در مورد آن بحث می کند ولی امام قدس سره فقط به همین مقدار بسنده می کند. ما ان شاء الله کلام امام قدس سره را شرح می دهیم و سپس فروع لازم را بحث می کنیم.
نکته ی اول این است که مجلس هرچند از جلوس آمده است ولی جلوس در آن شرط نیست و حتی اگر دو نفر در حال سواره یا ایستاده معامله ای را انجام دهند باز همان مجلس صدق می کند. خیار مجلس ناظر به مصادیق غالبه است که معمولا می نشینند و بحث می کنند.
اقوال علماء: اصحاب اجماع کرده اند که خیار مجلس مسلم است هرچند در فروع آن بحث است.
عامه در اینجا بر دو گروه هستند و گروهی آن را پذیرفته اند و بخشی نپذیرفته اند.
علامه در تذکره به اقوال فریقین اشاره کرده می فرماید: ذهب علماؤنا إلى أنّ لكلٍّ من المتبايعين خيارَ الفسخ بعد العقد ما داما في المجلس ، ولا يلزم العقد بمجرّده ، إلاّ أن يشترطا أو أحدهما سقوط الخيار (البته این خیار قابل اسقاط است) وهو قول عليّ وابن عمر وأبي هريرة وأبي بردة من الصحابة، ومن التابعين: شريح و الشعبي وسعيد بن المسيّب والحسن البصري وطاوُوس وعطاء والزهري. ومن الفقهاء : (فقهاء عامة) الأوزاعي وابن أبي ذئب وأحمد وإسحاق وأبو ثور وأبو عبيد والشافعي لما رواه الجمهور عن النبيّ قال: «المتبايعان كلّ واحد منهما على صاحبه بالخيار ما لم يتفرّقا إلاّ بيع الخيار » و قال ابو حنیفة و مالک: یلزم القعد بالایجاب و القبول و لا یثبت خیار المجلس[3]
صاحب جواهر نیز می فرماید: وكان لكل من المتبايعين خيار الفسخ ما داما في المجلس أي لم يتفرقا ، إجماعا منا بقسميه ، ونصوصا مستفيضة أو متواترة.[4]
صاحب مفتاح الکرامة نیز می فرماید: و هو ثابت للبائع و المشتری ما داما فی المجلس أی ما لم یفترقا بالإجماع و الصحاح.[5]
اجماع در این مسأله مدرکی است ولی نمی توان به آن بی اعتنائی کرد زیرا احدی با ما در این مسأله مخالفت نکرده است.

دلالت روایات:
این روایات در باب اول از ابواب خیارات در وسائل الشیعه ذکر شده است. در این باب شش روایت وجود دارد که هم صحاح در آنها هست و هم غیر صحاح. در باب دوم هم پنج روایت در این مورد وجود دارد. از آنجا که قبلا این روایات را خواندیم ضرورتی ندارد که دوباره به آنها بپردازیم. چهار پنج تا از این روایات از رسول خدا (ص) بود. به هر حال، مضمون همه ی آنها عبارت است از: البیّعان بالخیار ما لم یفترقا.
تنها یک روایت معارض است که در باب یک آمده است:
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ: قَالَ عَلِيٌّ ع‌ إِذَا صَفَقَ الرَّجُلُ (یا کف زدن به معنای پایان معامله یا دست به هم دادن) عَلَى الْبَيْعِ فَقَدْ وَجَبَ وَ إِنْ لَمْ يَفْتَرِقَا.[6]
وضع غیاث خیلی مشخص نیست و جامع الرواة که دو جلد است و جلد اول آن با عین تمام می شود و جلد دوم آن با فاء شروع می شود و غین در این وسط افتاده است. او ظاهرا از اهل سنت است زیرا امام جعفر کاظم و امیر مؤمنان علی علیهما السلام را با اسم نام می رود کأنه آنها دو نفر از راویان هستند نه امام مفترض الطاعة
گفته اند که این روایت اولا معرض عنهای اصحاب است و کسی به آن عمل نکرده است و از نظر دلالت هم محمل هایی برای آن درست کرده اند. از جمله صاحب وسائل سه محمل برای آن ذکر کرده است:
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّيْخُ عَلَى إِفَادَةِ الْمِلْكِ قَبْلَ الِافْتِرَاقِ وَ إِنْ جَازَ الْفَسْخُ قَبْلَهُ (منظور حصول ملکیت است نه لزوم بیع) وَ جَوَّزَ حَمْلَ الِافْتِرَاقِ عَلَى الْبَعِيدِ (ما لم یفترقا یعنی خیلی از هم دور نشدند) لِمَا مَرَّ وَ يَحْتَمِلُ الْحَمْلُ عَلَى اشْتِرَاطِ السُّقُوطِ (یعنی شرط کرده اند که خیار ساقط شده باشد.)
اضافه می کنیم که احتمال چهارمی هم هست و آن اینکه امام علیه السلام بر اساس تقیه چنین فرموده است.
ان شاء الله در جلسه ی آینده به سراغ فروع این خیار می رویم.

پی نوشت: 
        [1] نهج الفصاحة، ابوالقاسم پاینده، ج1، ص526، حدیث 1752.
[2] تحریر الوسیلة، امام خمینی، ج1، ص518.
[3] تذکرة الفقهاء، علامه ی حلی، ج11، ص7، مؤسسه ی آل البیت.
[4] جواهر الکلام، محمد حسن جواهری، ج23، ص4.
[5] مفتاح الکرامة، سید جواد الحسینی العاملی، ج14، ص131.
[6] وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، ج18، ص7، ابواب الخیارات، باب1، شماره 23017، ح1، ط آل البیت. 
    
تاریخ انتشار: « 1396/07/19 »

مطالب مرتبط

مباحث خیارات - جلسه 046 - 96/09/26

مباحث خیارات - جلسه 045 - 96/09/25

مباحث خیارات - جلسه 044 - 96/09/22

مباحث خیارات - جلسه 043 - 96/09/21

مباحث خیارات - جلسه 042 - 96/09/20

فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 564